اسم من میترا است و 25 سال سن دارم. حدود 60 کیلو وزن دارم و قدم 170 است برای همین در میهمانیها خیلیها بهم زل میزنند. خیلی شیطون هستم و دوست دارم از زندگیام لذت ببرم. این را هم بگویم که عاشق ناتالی پورتمن هستم و اگر به حساب تعریف از خودم نگذارید، کمی هم از نظر چهره و فرم بدن بهش شباهت دارم. داستانی که میخواهم تعریف کنم، برمیگرده به سه سال پیش که خیلی بچهتر از الان بودم.
اون زمان تازه به دانشگاه رفته بودم و شانس آوردم پشت کنکور نماندم تا پدر و مادرم هر روز و هر ساعت بهم سرکوفت بزنند. در هر حال، ماه دوم یا سوم دانشگاه بود که یک روز به خانه آمدم و دیدم که همکار مادرم به خانهمان آمده. یک زن 50 ساله مهربان و چاق بود. سلام کردم و توی اتاقم رفتم. حوصله نداشتم دوباره به هال بروم تا مانتو را به جالباسی آویزان کنم. مانتو را همانجا در آوردم و روی صندلی انداختم. از این که میهمان غریبه داشتیم، احساس خوبی نداشتم. روی تخت دراز کشیدم و چشمهایم را برای چند دقیقه بستم، اما خوابم برد. چند دقیقه بعد با صدای سلام و علیک که از هال شنیده میشد، بیدار شدم. گوشهایم را تیز کردم و فهمیدم که پسر دوست مادرم که اسمش هم رامین بود، به خانهمان آمده است. کنجکاو شدم ببینم چه شکلی است، اما حوصله نداشتم مانتو بپوشم و اتاق بیرون بروم. بیخیال فضولی شدم و دوباره خوابیدم. این دفعه وقتی بیدار شدم، دیدم یک پسر غریبه بالای سرم ایستاده است. تا خواستم از وحشت جیغ بکشم، او دستش را روی دهانم گذاشت. خیلی ترسیده بودم، اما نمیفهمیدم چطور خودش را به اتاق من رسانده بود. برای یک لحظه تمام پاکی و معصومیت خودم را نابود شده دیدم. داشتم بالا میآوردم. آرزو کردم کاش میتوانستم جیغ بلندی بکشم، اما نمیشد. برای همین زیر گریه زدم. اما پسر هنوز دستش روی دهانم بود و به من اجازه نمیداد که حرکتی کنم. در همین لحظه سوهان ناخن را از روی میز کنار تخت برداشتم و به صورتش ضربه زدم. یهو من را ول کرد و دیدم که سوهان ناخن توی چشمش فرو رفته. خون تمام صورتش را پر کرد. از ترس جیغ بلندی کشیدم. پسر که انتظار نداشت بهش حمله کنم، پتو را برداشت و دور سرم پیچید و آن قدر فشار داد تا خفهام کند. آنقدر محکم پایش را چنگ انداختم که رهایم کرد. وقتی پتو را از روی سرم کنار زدم، به طرفش حمله کردم و دستش را گاز گرفتم. مزه خون را در دهانم احساس کردم. در همین لحظه چاقویی از جیبش در آورد و آن را داخل گلویم فروکرد. خون فواره زد و به دیوارها پاشید. این نکته را به شما یادآوری میکنیم که انتهای این داستان توسط هکرهای تحت استخدام پلیس فتا وابسته به نیروی انتظامی دستکاری شده بود تا حالتان گرفته شود و دیگر در اینترنت دنبال این چیزها نگردید. حالا وقتی اینترنت ملی راهاندازی شود، دیگر از این چیزها نمیتوانید پیدا کنید.
داستان رابطه من و رامین
به دنبال انتشار عکس فتوشاپی «بوگاتی یک آقازاده در تهران» در اینترنت که به لطف پیگیریهای دوستان خبرنگار به جنجال تبدیل شد، بسیاری از کاربران این پروژه را به من نسبت دادهاند، در حالی که نقشی در آن نداشتهام. با آن که تاکنون شوخیهای مختلفی را منتشر کردهام، اما با «آقازادهها» شوخی نداشتم و ندارم و نخواهم داشت.
پدیده آقازادهپروری، از همان دوران ریاست جمهوری آقای هاشمی آغاز شد و تاکنون نیز ادامه داشته و فقط مختص دولتهای نهم و دهم نیست. نکته جالب این است که در زمان آقای خاتمی، بسیاری از روزنامهها نسبت به این موضوع بیتفاوت بودند، چون آقازادهها «دوم خردادی» بودند. اما از سال 1384، دوباره خیلیها روی فعالیت آقازادهها حساس شدند و به رصد آن پرداختند، زیرا پرزیدنت احمدینژاد قول داده بود در دولتش از این خبرها نباشد.

آقازادهها همیشه در بهترین شغلها مشغول به کار بودهاند، کاسبیشان چرب و روغنی است، علاف مجوز نیستند و در هیچ صفی هم نمیایستند. اما آنها بیشتر مواقع تابلو نیستند و ترجیح میدهند پشت پرده باشند. این که یک آقازاده بخواهد بوگاتی، هامر یا لامبورگینی سوار شود، اتفاقی غیر منطقی و احمقانه است. البته نباید فراموش کرد که آزاد شدن واردات اتومبیل خارجی به ایران را باید مدیون آقازادهها بود. آنها میخواستند خودروهای مدرن سوار شوند، اما با این عمل تابلو میشدند و میدانستند که اگر با BMW X3 در شر بچرخند، مردم خواهند گفت: «اووو…. این را دیدی؟ ماشین پسر فلانی بود!» پس تصمیم گرفتند واردات اتومبیل را آزاد کنند تا با افزایش تعداد اتومبیلهای لوکس، میان آنها پنهان شوند.
گاهی با خودم فکر میکنم کاش یک آقازاده بودم. نه به این دلیل که پیتزافروشی زنجیرهای افتتاح کنم، مافیای X-Box را هدایت کنم یا در پاتایا صاحب رستوران باشم. اگر من یک آقازاده بودم، میتوانستم کتابهایم را روانه بازار نشر کنم، داستانهای که نوشتهام را تبدیل به فیلم کنم و در جهت تغییر روحیه مردم کشورم بکوشم، بدون این که زیرآبم را بزنند، اثرم را یواشکی از دور نهایی داوری جشنواره خارج کنند و ایدههایم را بدزدند و تبدیل به فیلم کنند.
آقازاده بودن، بد نیست. آنها هم به مملکت و مردم خدمت میکنند.اما کاش من هم یک آقازاده یا خانمزاده بودم.
خانوادهها در زندگی یکدیگر سرک میکشند، همسایهها میخواهند چشم همدیگر را کور کنند، اگر در غذایی گوشت نباشد نمیتوان آن را جلوی مهمان گذاشت، سازمان میراث فرهنگی در عوض حفاظت از آثار و ابنیه تاریخی بر اضافه شدن آش به منوی رستورانها اصرار میورزد، برخی در خیابان چنان لباسهایی میپوشند که در پاتایا هم مشابه آن پیدا نمیشود، تا وقتی کسی زنده است حضورش برایمان اهمیتی ندارد ولی وقتی فوت شد خودمان را داخل قبرش پرتاب میکنیم و میگوییم ما را هم با او خاک کنید، کودکان اجازه دارند هر فیلمی را آزادانه و بارها و بارها تماشا کنند، در ماه رمضان همه سریالها درباره مرگ است، تهیهکننندگان سینما تنها به پول میاندیشند، هنرمندان فعال به کسب مقام در جشنوارههای خارجی فکر میکنند، خانه سینما به جای رسیدگی به وضعیت هنر هفتم سیاسی شده و مانند مجمع تشخیص مصلحت نظام بیانیه صادر میکند، روزنامهها خبرهایشان را از روی سایتهای خبری کپیبرداری میکنند، مسافرکشهای شخصی در غیاب رانندگان تاکسی مشغول افزایش قدرت سلطه خود بر خیابانهای پایتخت هستند، پلیس با راپل به شکار دیش میپردازد، هزاران نفر برای تماشای مراسم اعدام کله صبح در خیابان تجمع میکنند، نیکی کرمی همچنان در پی شهرتطلبی است و در سینما بلیت میفروشد، دو تن از سفیران حسن نیت ایرانی یونیسف منفعل هستند چون انتخاب آنها اشتباه بوده، قهرمان ملی و افتخار فوتبال کشور علاوه بر مجالس جشن و عروسی در تلویزیون هم مورد تمسخر قرار میگیرد، رضا صادقی از روی دست خودش کپی میکند و نام آلبوم جدیدش انکار آلبوم قبلی است، هنرپیشههای تلویزیون کارگردان فیلمهای ویدئویی میشوند، مردم فیلم را از بقالی میخرند، در مترو کسی کتاب غیر درسی به دست ندارد، بیشتر روزنامهها یا دولت را میکوبند یا از شهرداری تهران تعریف میکنند، افرادی که هنوز سنشان به 30 نرسیده درباره اختلاس 3000 میلیاردی اظهارنظر میکنند، مجلههای زرد با قیمتی بیشتر از کتاب در دکهها عرضه میشوند، همه از بیپولی مینالند اما گوشی موبایل 300 هزار تومانی در جیبشان است و هر سه روز یکبار آدامس 4000 تومانی میخرند، رامبد جوان هنوز سینما را در تمسخر زوجین میبیند، در طول 24 ساعت شبانهروز در فیسبوک به دنبال چیزی میگردیم که نه میدانیم چیست و نه کسی تا به حال پیدایش کرده، فیلمی درباره طلاق زن و شوهر با اصرار برخی جریانها پرفروشترین میشود، بازیگران برای پول در فیلم دهنمکی ایفای نقش میکنند و پس از اکران آن از کار خود ابراز ندامت میکنند، کسی یادی از جمشید اسماعیلخانی و سروش خلیلی و منوچهر نوذری نمیکند، خیلیها با سیاهنمایی و فقیر و بدبخت نشان دادن جامعه ایران به شهرت جهانی رسیدهاند اما اکنون پرستیده میشوند، فقط هنرمندی که مچبند رنگی به دست کند «مردمی» نامیده میشود، کودکان نمیدانند در آینده میخواهند چه شغلی داشته باشند، شب همراه اعضای خانواده گشنه دور هم جمع میشویم و کسی وقت درست کردن غذا ندارد چون باید برنامه «بفرمایید شام» را تماشا کنیم… واقعا ما صبحها برای چه از خواب بیدار میشویم؟
ما در خانه نشستهایم و همه چیز را به گردن سیاست میاندازیم.
باید مراقب باشیم عشق به مردم از زندگیمان حذف نشود. اگر روزی این اتفاق رخ دهد، زامبی خواهیم شد. زامبیهایی که فقط به بقای خود فکر میکنند. در این میان مدیران و هنرمندانی که وظیفه روح بخشیدن به جامعه را بر عهده دارند، باید در نقش خود تجدید نظر کنند. اگر هنرمندی خود را فارغ از این وظیفه میداند و خانهنشینی را ترجیح داده است، بیانصافی است اگر در کنار مردمی زندگی کند که نیازمند هنر و نبوغ او هستند.
همزمان با روز خبرنگار، به استحضار همكارانم در رسانهها و سايتها و نشريات پارسيزبان ميرسانم كه پس از افتتاح صفحه فيسبوك «فرنود راستگو» و هجوم پرسرعت كاربران به سوي آن، متوجه آلوده شدن اين صفحه شدم و بنابراين براي پيشگيري از اتفاقات جانبي، وال آن را مسدود كردم تا كاربران قادر به نوشتن پيام نباشند. اما گروهي كه ميتوان از آنها به عنوان «اشرار آنلاين» ياد كرد، از اين اقدام ناخوشنود شدند و حملات خود را متوجه من كردند. به دنبال اين رخداد، عامليت ادمين اين پيج را واگذار كردم.
اخيرا متوجه شدم كه چندين مصاحبه با من در برخي سايتها منتشر شده در حالي كه هرگز رخ نداده و صوري است. تا جايي كه خودم از كارهاي روزانهام اطلاع دارم، جز روز نخست آغاز ماجرا كه با هدف اشاره به وجود «اشرار آنلاين» يك گفتوگوي كوتاه صوتي داشتم و سايت «جهاننيوز»، هرگز با رسانههاي مجعول رابطهاي نداشتهام و اگر چيزي به نقل از من و در قالب مصاحبه منتشر شده، مسووليتش بر عهده همان رسانه است و اگر كسي فايل صوتي يا تصويري از من در اختيار دارد، براي اثبات حقانيت خود آن را ارائه كند.
اگر اينطوري است كه با انتشار هر متني بتوان مدعي مصاحبه با آن فرد شد، من خودم فردا در همين وبلاگ متن مصاحبهام با عامل اصلي ترور «جان.اف.كندي» را منتشر ميكنم، ببينم چه كسي و چگونه ميخواهد آن را تكذيب كند.
هميشه ميگفتم كه من يك ايراني هستم. سعي ميكردم هميشه ايراني باشم.
هيچوقت در خارج از ايران هنگام معرفي خود به كسي نگفتم I`m From Persia پس با جرأت جمله I`m From Iran را برگزيدم.
امروز به طور رسمي از ايراني بودن خودم پشيمان شدم. اما ميدانم كه مجبورم تا زنده هستم، آن را به دوش بكشم، چون حذفشدني نيست. كاش اين را هم با پول و پارتي ميشد تغيير داد.
كاش ميشد به زماني برگردم كه در انتظار تعيين موقعيت فرود از آسمان بودن تا به دنيا بيايم، آنوقت گردن آن لكلك را ميشكستم تا همانجا، هر جايي كه بود، در هر كشوري جز ايران فرود آيم.
خلافكاران خردهپا يا مجرماني كه تازه از زندان آزاد شدهاند و اعتماد به نفس كافي براي پيدا كردن يك شغل آبرومند را ندارند، براي امرار معاش به انجام كارهاي كوچك مجرمانه ميپردازند. آنها از مشتريان خود پول ميگيرند تا افراد مورد نظرشان را كتك بزنند، تهديد كنند يا به اتومبيلشان آسيب برسانند. حال، امروز كساني را ميشناسم كه در مقابل دريافت مبالغ اندك، با نوشتن چيزي كه آن را «طنز» مينامند، به ترور افراد و گروهها ميپردازند. آنها حريم خصوصي و كليه حقوق شهروندي و حرفهاي سوژه را ناديده ميگيرند تا نان شب خود را به جيب بزنند.
هرچند برخي معتقدند در 30 سال اخير فقط مجلات گلآقا طنز واقعي را منتشر ميكرد، اما در حقيقت، كسي كه با مسوولان رده بالا و وزرا و نمايندگان مجلس نشست و برخاست داشته و خود زماني يكي از آنها بوده را نميتوان «بيطرف» ناميد. طبيعي بود كه در آن زمان طنزهاي مجله گلآقا در تحريره از فيلترهاي متعدد عبور ميكرد تا مجلهاي كه چاپ ميشد، باعث ايجاد دلخوري دولت نشود. نظريه بيطرف نبودن گلآقا زماني برايم بزرگتر به نظر آمد كه از آقاي محمد عطريانفر شنيدم آقاي هاشمي رفسنجاني و مرحوم كيومرث صابري (گلآقا) هيچ نوع رابطه و ارتباط دوستانه، اداري يا تماسي با يكديگر نداشتهاند.
اين يادداشت به طنز كه زماني به آن علاقه داشتم، ربطي نداشت. موضوع غيرعمدي به سمت آن كشيده شد.
به دلايلي متعددي كه تجربه كردهام، از ايراني بودن خودم ناراحت هستم. به همان دلايل نمي توانم توضيح بيشتري بدهم.
اين خيلي بد است كه كسي از زادگاه خودش دلگير باشد. حتي اگر پاسپورت همه كشورها را هم داشته باشم، باز ايراني هستم.
اكنون كسي نميتواند بگويد: «كسي منت تو را نكشيده! خب ايراني نباش!» چون من ايراني هستم و هميشه ايراني خواهم بود. حتي در آن دنيا هم پشت يقه روحم برچسب Made In Iran را خواهند دوخت. نميتوانم ايراني بودن خودم را پاك كنم.
اگر حتي كمي بيشتر توضيح بدهم، چنان مورد حمله قرار ميگيرم كه تا مدتها از انتشار اين نوشته پشيمان شوم.
خيلي جالب است. ما ملتي هستيم كه…
هيچي!
حتي نميتوانم از كسي بخواهم نظرش را بگويد تا شايد همدردي كنيم.
عجب غلطي كردم ايراني شدم!
The Pakistani Taliban have released graphic video footage of the execution of 16 Pakistani policemen and tribal guards who were captured last month following a cross-border raid from Afghanistan.
The video shows a masked Taliban commander angrily denouncing the men lined up before him, hours after they were captured in a firefight. «These are the enemies of Islam,» he declares.
Moments later the men are killed a hail of automatic gunfire, followed by individual shots to the head from a Taliban fighter who moves down the line of bodies, trailed by the camera.
Pakistani military spokesman General Athar Abbas said the footage was authentic. It had been made in north-western Dir district in the aftermath of a 1 June cross-border raid by Pakistani militants sheltering across the border in Afghanistan’s Kunar province.
«Up to 60 terrorists under the command of three leaders from Swat crossed from Afghanistan, killing 30 security personnel and burning six schools,» he said, describing the victims as a mixture of local border police and recruits from tribes.
Pakistan carried out a sweeping operation against the Taliban in Swat in 2009 but some fighters and commanders fled across the border into Afghanistan. In the video, which first appeared on the LiveLeak website, the Taliban leader accuses the men of being responsible for the execution of six children in Swat. «We will avenge the death of the children by doing the same to them,» he says, before opening fire.
The footage underscores the ruthlessness of fighting in Pakistan’s border areas, where the army has also faced allegations of massacres. Last year a separate video showed uniformed men clinically executing six suspected militants, reportedly in Swat.
The army chief, General Ashfaq Kayani, promised to investigate the shootings last October but has yet to publish any findings. Abbas said preliminary findings were «inconclusive» but could not say when the probe would be finalised.
The latest video highlights wider tensions between Pakistan and Afghanistan in the eastern border area, where uneasy neighbours have traded angry accusations in recent months.
Since last year Pakistan has complained of raids into its territory by Pakistani Taliban fighters sheltering in parts of Kunar and Nangarhar provinces that were previously occupied by US forces.
The Pakistani army has responded with intense cross-border artillery barrages that have killed up to 50 people and caused up to 12,000 Afghan civilians to flee their homes, according to United Nations and Afghan officials.
The shelling has whipped up a furious storm of protest in Kabul, with loud denunciations from President Hamid Karzai’s government, but Afghan security forces have not retaliated militarily.
The US military has refused to intervene. Washington has withdrawn all its forces from Nangarhar and most from Kunar, but special forces teams still operate in the area, carrying out raids on Taliban commanders.
The tensions underscore the growing military complexities as western forces, regional armies and myriad guerrilla groups manoeuvre in anticipated of expected peace talks.
The Pakistani indignation at cross-border raids is a change from the predominant narrative of recent years, when the country has long faced allegations that its intelligence and military have allowed the Afghan Taliban to use bases inside Pakistan to attack western forces in Afghanistan.
___________________________________________________________________________
فیلم ویدئویی قتل ۱۶ نیروی پلیس پاکستان که توسط شبه نظامیان طالبان کشته شدند در اینترنت منتشر شد.
به گزارش آسوشیتدپرس، شبه نظامیان طالبان تصاویر اقدام تروریستی خود در کشتن ۱۶ نفر از نیروهای پلیس محلی پاکستان را در اینترنت منتشر کردند.
در این فیلم که امروز دوشنبه در پایگاه اینترنتی LiveLeak منتشر شد صحنه محاکمه این ۱۶ نفر توسط نیروهای طالبان دیده می شود. پس از قرائت اتهامات این افراد توسط یکی از شبه نظامیان که از جمله آن کشتن کودکان پاکستانی در دره سوات است، مردان مسلح به سوی آنان تیراندازی می کنند.
در ادامه این فیلم یکی از شبه نظامیان که چهره خود را پوشانده نیروهای پلیس پاکستان را دشمنان خدا خوانده و فرد دیگری نیز اقدام به شلیک تیر خلاص به سرهای آنان می کند.
در همین رابطه یک سخنگوی ارتش پاکستان ضمن تایید محتویات این فیلم از کشته شدن نیروهای پلیس محلی دره سوات توسط شبه نظامیان خبر داد. این منطقه در سال ۲۰۰۹ شاهد عملیات گسترده ارتش پاکستان علیه طالبان بود.
طي حکمي از سوي رييسجمهور، دکتر روحالله احمدزاده به سمت معاون رييسجمهور و رييس سازمان ميراث فرهنگي، صنايعدستي و گردشگري منصوب شد.
به گزارش ميراث آريا (Chtn)، دکتر روحالله احمدزاده کرماني که تاکنون استاندار فارس بوده است، داراي مدرک کارشناسي و کارشناسي ارشد مديريت صنعتي از دانشگاه امام صادق (ع) و نيز داراي مدرک دکتراي تخصصي مديريت رسانه و عضو هيات علمي دانشگاه با درجه استادياري است.
سوابق اجرایی:
1- مشاور وزير و عضو شوراي معاونين وزارت كشور
2- رييس مركز مطالعات، تحقيقات و آموزش وزارت كشور
3- نماينده وزيركشور در هيأت امناي دانشگاه علوم انتظامي
4- رئيس كميته راهبردي آموزش و رييس شوراي پژوهشي وزارت كشور
5- دبير هيأت امنا و رئيس دانشكده خبر
6- اخذ مدرك رسمي درخصوص رسانه و ارتباطات از سازمان بين المللي آيسسكو
7- مدير كل فرهنگي دانشگاه امام صادق(ع)
8- مديركل پژوهش و دبير شوراي پژوهشي دانشگاه امام صادق (ع)
9- موسس و عضو شوراي مركزي بسيج اساتيد دانشكده خبر
10- مدير جذب و گزينش دانشجو در مقطع دكتري و كارشناسي ارشد
11- عضو كميسيون رسانه مركز بررسي هاي استراتژيك رياست جمهوري
12- عضو كميسيون فرهنگي و اجتماعي مركز بررسي هاي استراتژيك رياست جمهوري
13- عضو شوراي مشورتي معاونت اجتماعي نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران
14- دبير همايش ملي انتخابات دهم رياست جمهوري
15- عضو كميته علمي همايش بين المللي عمليات رواني، آينده پژوهي (ستاد كل نيروهاي مسلح)
16- داور نهايي جشنواره ملي سازمانهاي مردم نهاد برتر كشوري در سازمان ملي جوانان
17- عضو شوراي سردبيري نشريه برداشت اول نهاد رياست جمهوري
18- مشاور رسانه اي، پژوهشي و طرح و برنامه در مركز طرح و برنامه ريزي سازمان صدا و سيما و سازمان خبرگزاري جمهوري اسلامي
19- انجام فعاليت هاي تحقيقاتي و مطالعاتي
20- تدريس و آموزش در دانشگاهها و دانشكده هاي امام صادق (ع)، آزاد اسلامي، فرهنگ و هنر و خبر
21- عضو شورای پژوهشی شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور
22- عضو هیأت امناء دانشگاه شیراز
23- عضو هیأ ت امناء دانشکده مطالعات تطبیقی قرآن شیراز
24- عضو هیأ ت امناء دانشگاه علوم پزشکی شیراز
برخی سوابق پژوهشی:
1- تالیف کتاب : بازاندیشی در فرهنگ و رسانه
2- ترجمه کتاب : درآمدی بر سازمان های مجازی و شبکه ای
3- مقاله : روش شناسی آینده پژوهی در عملیات روانی استراتژیک
4- مقاله : فرآیند تصمیم سازی در سازمان های رسانه ای بر اساس مدل AHP
5- مقاله : درآمدی بر ماهیت شناسی جنگ نرم
6- مقاله : بررسی رابطه میان جنسیت ، زبان ، قدرت و رسانه
7- مقاله : فرهنگی شدن سیاست خارجی : رویکرد نرم افزارانه
8- مقاله : زبان ، عملیات روانی و ساختار آگاهی
9- مقاله : پست مدرنیسم : چارچوبی برای فهم سازمان های رسانه ای
10-مقاله : درآمدی بر پدیدارشناسی ارتباطات مجازی
11-مقاله :سیاست گذاری رسانه ای در حوزه ارتباطات میان فرهنگی
12-مقاله : تبیین ماهیت «عدالت سازمانی»
13-مقاله : نظریه فرهنگ در دولت جمهوری اسلامی
14-مقاله : بررسی عملیات روانی در فضای مجازی (مورد مطالعاتی : دولت نهم)
15-مقاله : تبیین جامعه شناختی نقش رسانه ها در تحقق مردم سالاری دینی
16-مقاله : تأملاتی در ساختار تعاملات فرهنگی
17-مقاله : آموزه های دینی مدرن و جامعه
18-مقاله : استراتژی پيشگيری از آسيب های اجتماعی (مورد مطالعاتی : اعتياد )
19-مقاله : رابطه بين ادراک از جو اخلاقی سازمانی و امنيت دانش در سازمان (همايش ملي دانش و امنيت)
پایان نامهها:
1- بررسی توسعه فضای مجازی بر اثر بخشی ارتباطات میان فردی
2- بررسی فرهنگ گرایش به رادیو
3- بررسی رابطه میان فرهنگ سازمانی و الگوهای تصمیم گیری
4- ارائه مدل بررسی عوامل موثر بر روی تسهیم دانش سازمانی
5- امکان سنجی استقرار مدیریت بهره وری در سازمان
6- تدوین مدل های ساختاری برای پیش بینی رضایت از زندگی
7- بررسی رابطه هویت معنویت و هوش معنوی
8- بررسی رابطه بین عزت نفس و میزان اعتماد اجتماعی
كارگروه، شورا، ستاد و كميته هايي كه به رياست دكتر احمدزاده در استان فارس تشكيل مي گردد:
1. شوراي تامين استان
2. شوراي اداري استان
3. شوراي برنامه ريزي و توسعه استان
4. كميته پدافند غير عامل استان
5. كارگروه سلامت و امنيت غذايي استان
6. شوراي آموزش و پرورش استان
7. كارگروه مسكن و شهرسازي استان
8. كميسيون ماده 5
9. كارگروه فناوري اطلاعات
10. كارگروه پژوهش و فناوري استان
11. جشنواره شهيد رجايي
12. كميته پيشگيري و مبارزه با رشوه خواري
13. ستاد استاني هدفمند كردن يارانه ها
14. كميته رفع اختلاف بين دستگاه هاي اجرايي استان
15. كارگروه تبصره 8 ماده 69 (قانون واگذاري زمين به دستگاه هاي دولتي، موسسات و شركت ها)
16. مركز خدمات سرمايه گذاري استان
17. كارگروه اتباع خارجي استان
18. كارگروه آمايش محيط زيست و توسعه پايدار
19. كارگروه اشتغال و سرمايه گذاري
20. كارگروه ساماندهي گلزار شهدا
21. كارگروه ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري
22. كارگروه توسعه صادرات
23. شوراي عشاير
24. ستاد تنظيم بازار
25. كميسيون تعزيرات گندم آرد و نان استان
26. ستاد درآمد
27. كميته تخصيص
28. كميته نرخ گذاري نان استان
29. كميته پيگيري مصوبات سفر هيئت دولت
30. كارگروه اقتصادي و امور توليدي
31. كميسيون واگذاري اراضي منابع ملي(ماده 21)
32. نايب رئيس هيئت امناي بنياد فارس شناسي


